راه کربلا از خرمشهر میگذشت/ امروز راه کربلا از حلب میگذرد…

بصیر، جنگ چیز تازهای نیست و این جهان خاکی اگر زبان داشت چه ماجراها که از جنگهای خونین بازگو نمیکرد و چه خاطراتی که از کشتارها و غارتها نمیگفت.
ما ملتی هستیم که با جنگ انسی دیرینه داریم… دیروز جنگی را به وسعت نبرد با تمام قدرتهای جهان از سر گذراندهایم و امروز نیز شعلههای جنگ در اطرافمان شعلهور است و مدام شهرها و کوچههای سرزمینمان پذیرای میهمانانی از سرزمین نورانی شهادت میشود.
مدتی است که بسیار از مدافعان حرم و ابراز ارادت به رزمندگان مقاومت خواندیم و شنیدیم… اما آنچه در این میان دل آدمی را به درد میآورد تصوراتی است که برخی افراد از آرمان رزمندگان ایرانی دارند.
عدهای میگویند بیایید قدردان کسانی باشیم که جان خویش را به خاطر آسایش و امنیت ما فدا میکنند و بهای خون بر زمین ریختهشان در امان ماندن کشور ایران است…
براستی این افراد از حقیقت بلند جهاد و مفهوم والای شهادت و آن راز هستی که تنها به بهای خون فاش میشود، بیخبرند؛ اگر چنین باشد، حزب الله را با دیگران چه تفاوتی خواهد بود؟
در جهان و در تمام کشورها بسیارند کسانی که در راه حفظ کشور خویش به پا میخیزند و تا پای جان از منافع ملی و مردم کشورشان دفاع میکنند اما منطقی که حزب الله را به حرکت وا میدارد و تمام راههای بسته را به اعجاز عشق میگشاید و گروهی قلیل را بر لشکری کثیر غالب میکند نه صیانت از وطن و نه علاقه به آب و خاک، بلکه آرمان جاودانهی» کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» است.
رزمندهای که به نام اسلام به جهاد برخواسته است هر زمانی را عاشورا میداند و هر سرزمینی را کربلا. آرمانی که او را به جهاد واداشته است لبیک گفتن به ندای «هل من ناصر ینصرنی» مولای خویش است. رزمندگان حزب الله به یاری حسین علیه السلام بر خواستهاند.
واقعا اگر هدف از جهاد در سوریه فقط مرزهای خاکی کشور باشد؛ چرا رزمندگان، مدافعان حرم نام گرفتهاند؟ حرم یعنی حریم مقدس اهل بیت علیهم السلام و مدافعان حرم از حریم خاندان نور دفاع میکنند.
اگر چه خاک نیز مقدس و محبوب است اما باور به حقیقت هستی بسیار محبوبتر است و به خاطر این آرمان والاست که رزمندگان حزب الله در راه محبوب از جان و مال و اهل خویش میگذرند.
حزب الله خود را از تمام تعلقات و وابستگیها رها کرده است و آنچه آنان را از دیگران جدا میسازد این است که حزب الله وطنی جز اسلام نمیشناسد.
راه کربلا دیروز از خرمشهر میگذشت… خرمشهری که خونین شهر بود و از آن دریچههایی به سوی آسمان گشوده شد و با گذر از این منی که شیطان است به حقیقت اعلای توحید رسید، خرمشهر را خدا آزاد کرد… آزادی خرمشهر نه آزادی یک شهر که آزادی یک باور و عقیده بود.
و امروز راه کربلا از دمشق و حلب می گذرد و هر جا که ندای مظلومی بلند باشد.
دانا