شهدا در راهند تا مدعیان ولایتمداری به خود آیند!

بصیر، کمی فکر کنیم، درست را از غلط باید تمایز بخشید، ما کجائیم و آنها کجا، هنوز پاسخ برخی از پرسشها در ذهن کوچکم بیجواب ماندهاند.
چه گرمایی دارد حضورشان در شهر کوچک ما، با دل بزرگشان میآیند و با دستان کوچک خود به میهمانی آنها میرویم، این روز، روز امتحان است و تنها کسانی از آن سربلند بیرون میآیند که با دعوت شهدا پا به این مجلس میگذارند.
روز امتحان، روز بزرگی است برای کسانی که دلهایشان فاصله گرفته است از ولایت، از شهدا.
این حضورشان یک پیام بزرگ دارد، آنها میآیند تا بگویند هنوز ولایت را تنها نگذاشتند و واقعا این شهدا هستند که همچنان بر پیمانشان با ولایت استوارند.
کمی بیاندیشیم، در این کوران جولان سیاسی برخی افراد جبهه خاص!! در شهرستان، شهید مسلم رسولی میآید تا شاید مدعیان ولايتمداری به خود آیند و شاید دلشان به حال مردم این شهر بسوزد و اقدامی صورت گیرد.
شهید عزیز، از روی ماهت که استخوانی بیش نمانده خجالت زدهایم، از این خرابه فرهنگی که بعد از 30 سال به شما تحویل میدهیم، از بی بند و باری ساحل گرفته تا بیقید و بندی برخی از مسئولان.
از بیغیرتی خود که در کنار انواع گناهان همزیستی مسالمتآمیز داریم و در جوار جهنم خزرشهر و دریاکنار بسیار آسوده سرمان گرم نجاست خون پشه شدهایم…
خجالت میکشم، خدایا تو خودت میدانی در دل و قلب من چه میگذرد، درب باغ شهادت را بستند…!!
بسیجی مدافع حرم مهدی تقیزاده