دولت آمریکا ۵ میلیارد دلار برای براندازی دولت اوکراین هزینه کرد
به گزارش بصیر:
دیوید لیندورف، روزنامه نگار و نویسنده آمریکایی در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری تسنیم میگوید واشنگتن مدعی است که همه پرسی کریمه غیرقانونی است اما سوال این جاست که دولت آمریکا 5 میلیارد دلار برای براندازی دولت اوکراین هزینه کرد آیا این کار قانونی بود؟
لیندورف همچنین گفت: مردم بسیاری از شهرهای آمریکا نان برای خوردن ندارند و هر سال در بلایای طبیعی عدهای بیخانمان میشوند پولهایی که از طریق استعمار ملتها به دست میآید خرج گسترش دامنهی استعمار میشود نه رفاه مردم.
مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانیم:
تسنیم: به نظر میرسید روسیه و آمریکا دربارهی مشکلاتی که اخیراً در کریمه و اوکراین رخ دادهاست با هم به تبادل نظر بنشینند و گفتگویهای بین دو دولت تنش موجود در منطقه و این کشور را کمتر و یا حل کند ولی این اتفاق مدتها است علی رغم تلاش دو کشور نمیافتد. آمریکا اصرار میکند روسیه نباید در مسائل اوکراین و کریمه دخالت کند، ارتش این کشور نباید چیزی را به مردم کریمه و اوکراین تحمیل نماید و مردم کریمه نباید برای الحاق به خاک روسیه به پای صندوقهای رای بروند و در غیر این صورت دولت روسیه با تحریمهای سازمان دهی شده و از قبل آمادهی غرب و هم پیمانانش روبرو میشود. روسیه ولی هم چنان میگوید اجبار نظامی صورت ندادهاست، تصمیم با مردم است و او به رای مردم احترام میگذارد. به نظر شما مشکل چیست، دو طرف در این مسئله چه نقش یا تقصیری داشتهاند و راه حل چیست؟
لیندورف: روز دوشنبه هفته گذشته جان کری وزیر خارجه آمریکا و سرگئی لاوروف همتای روس وی برای چندمین بار نشستی برای حل مسائل بین دو کشور تشکیل دادند و بدون گرفتن کوچکترین نتیجهای پس از شش ساعت به نشست خود پایان دادند و جلسه را ترک کردند. این در حالی است که هر دو طرف نشست مذکور را مفید و سازنده هم خواندند ولی اذعان کردند زاویه نگرش بین دو طرف همچنان دور از هم باقی میماند.
راه حلی که هر کدام از طرفین به دست میدهند به قدری با دیگری متفاوت است که نمیتوان تصور کرد به هر شکلی به یکدیگر نزدیک بشوند. در عین حال سعی میکنند ظاهر را حفظ کنند و بگویند مسیر ذهنیت سوی مقابل را میفهمند. تنشها در منطقه و در اوکراین روز به روز در حال افزایش است چون هر کدام از لابیها سعی میکنند در مسیر مورد نظر خودشان اثرگذار باشند و به هرترتیب که ممکن است در این فضای آشفته از قدرت سیاسی سهم خواهی کنند. طبق معمول این وضعیتها بهای آن را خون مردم بی گناهی میپردازد که در این کشور زندگی میکنند.
خشونتهای کیف که بر سر انتخاب بین اتکای مالی به روسیه یا اتحادیهی اروپا آغاز شده بود ختم به عزل ویکتور یانوکویچ شد و جمهوری اوکراین کهاقلیت روس تبار چشمگیری خصوصا در منطقهی کریمه داشت روز شانزدهم مارس را روز رای گیری اعلام نمود. مردم کریمه میدانستند دولت جدید با خواستههای آنان که به روسها احساس نزدیکی میکنند هماهنگ نخواهد بود و به همین دلیل دولت کودتا را نپذیرفتند و آن را تحمیلی خوانده از روسیه تقاضای حمایت کردند.
خصوصا بهاین خاطر که آزادیهای قومیتی و زبانی هم در جمهوری جدید به سوی تمرکزگرایی و اروپامحوری میرفت. هیچ کدام از طرفین نمیگویند چرا مردم کریمه مایلند به روسیه ملحق شوند یا این که آنها نباید رای بدهند. مشکل این جاست که آمریکا میداند مردم منطقهی کریمه بیتردید روسیه را انتخاب میکنند وترجیح میدهند به خاک آن کشور ملحق شوند. روسیه میداند به این ترتیب اوکراین را به طور کامل از دست میدهد و به دامن اروپا میفرستد و از این پس برای هر گونه ارتباطی با این کشور باید با اتحادیهی اروپا مواجه شود حتی اگر این کشور به آن اتحادیه ملحق نشود.
آمریکاییها میگویند این همهپرسی غیرقانونی است و به همین دلیل نتیجهی آن هر چه باشد مشروعیت ندارد و به همین دلیل قابل قبول نیست و کشور روسیه هم اگر برای ضمیمه کردن خاک کریمه به عملکرد نظامیروی بیاورد با تحریمهای آمریکا مواجه میشود. ولی سوال این جاست که وقتی دولت آمریکا 5 میلیارد دلار داد و رییس دولت پیشین را از تخت به زیر کشید و رهبران جدیدی بر سر مردم مسلط نمود آیا این کار قانونی بود؟
امروز حکومتی که چند روز بیشتر از کارش نمیگذرد بر چه اساسی مشروعیت دارد که قوانینش تعیین کند مردم کریمه چه باید بکنند؟ اگر قرار به رعایت قوانین و احترام به مقررات بود چرا با صرف این همه هزینه و ریختن خون این همه مردم بیگناه، حکومت پیشین را عزل کردند؟ آیا جز این است که آن خواستههای آمریکا بود و این نیست؟
بحث مشروعیت فقط زمانی مطرح میشود که به نفع آمریکاست وگرنه مردم این منطقه داشتند زندگی آرام شان را میکردند. در مذاق سیاسی تمام روشنفکران و رسانههای جهان این طور ثبت شدهاست که بعد از جنگ جهانی دوم دو قطب در ساختار سیاسی جهانی وجود داشت یکی آمریکا و یکی شوروی که پس از نیم قرن دشمنی نفسگیر که باعث شد تمام رهبران این دو کشور به مرگهای غیرطبیعی بمیرند، شوروی در سال 91 از بین رفت و آمریکا به طور نادانسته و ناخواسته با آن همه ندانمکاری و اشتباه برندهی این جنگ تلقی شد.
یعنی در مسابقهای که فقط دو نفر در آن شرکت کردند دوم شد ولی به خاطر آن همه تناقضات بیپاسخ که در سوسیالیسم استالین بود برنده تلقی شد. مردم کشور اوکراین تا بیست سال پیش در قید و بند همین کمونیسم بازنده و شکست خورده بودند و از زخم آن هنوز دو دهه بیش نمیگذرد با این حال میبینیم مردم کریمه باز هم روسیه را انتخاب میکنند که با اغماض هفتاد و چهار سال اردوگاه واقعا موجود کمونیسم در جهان بود و اردوی غرب با تمام ویترین رنگارنگی که دارد به قدری مورد تنفر این مردم است که باز هم روسیه را به آنها ترجیح میدهند.
نظرسنجیها نشان میدهد برخی از مردم خاورمیانه و آسیای صغیر که گزیدهی استعمار کهنه و درگیر استعمار نو هستند چنین تصور میکنند که اوضاع زندگی در اروپای غربی و آمریکای شمالی بهتر است و به نظر من رخدادهایی از این دست نشان میدهد وقتی پای تصمیمگیریهای عقلانی و کلان در میان باشد خیلی راحت میتوان پای آژانسهایی که مردم را برای مهاجرتهایی از این دست فریب میدهند برید.
راهی نیست جز این که یا مردم دوباره با هم متحد شوند و با رایزنی و قطع دست استکبار حکومت مشروعی را که در خاک خود داشتند مسقر کنند و روشن کنند چرا و چه کسی به این نتیجه رسید که آن حکومت باید به طور کلی نفی میشد. دخالت واقعی در این کشور این است. این که آمریکا اوضاع را به هم بریزد و بعد انگشت اتهامش را به سوی روسیه بگیرد به هیچ عنوان روسیه را مقصر نمیکند.
مردم اوکراین و کریمه هر انتخابی بکنند باید به استقلال و آزادیشان اهمیت بدهند چرا که هیچ ملتی بدون اینها روی خوشی را نمیبیند. آن چه دلبستگی به اردوی غرب برای مردم این کشور به ارمغان میآورد فقط وابستگی است و این مهمترین مانع راه پیشرفت هر کشوری است. در ارتباط با روسیه مسئلهی همسایگی و حسن همجواری بین این دو دولت برقرار و حاکم بود ولی با ابرقدرت غرب که از آن سوی دنیا هر کشوری را استعمار میکند چه ارتباط دوستانهای میتوان داشت.
در مواجهه با دزدی که هیچ ابایی از کاری که میکند ندارد فقط باید هر چه دارید را از دم دستش پنهان کنید. خانم اشتون بی هیچ پرهیزی در مکالمهی تلفنی با ریس جمهور استونی میگوید براندازیهای اوکراین یک پروژهی بلندمدت بودهاست که 5 میلیارد دلار هزینه داشتهاست. مردم بسیاری از بخشهای آمریکا نان ندارند که بخورند و هر سال در بلایای طبیعی عدهای بی خانمان میشوند پولهایی که از طریق استعمار ملتها به دست میآید خرج گسترش دامنهی استعمار میشود نه رفاه مردم.
انتهای پیام/