شهر و حقوق شهروندی

بصیر، شهر و شهروند از مهمترین مفاهیم اجتماعی سیاسی است که همواره در طول تاریخ راه پر فراز و فرودی پیموده و از طرف متفکران و صاحب نظران علاقمند به مسایل اجتماعی از ادوار باستان تا کنون مورد بحث و چالش قرار گرفته است.
در نگاه اول واژه شهرنشین برای عده زیادی از شهروندان بسیار زیبا و برای بعضیها نوعی پرستیژ به شمار میآید، اما اینکه تا چه حد توانستهایم شهروندان را با قوانین و حقوق متقابل افراد در قبال یکدیگر در یک زندگی شهری آشنا کنیم جای بسی سوال و تأمل دارد.
شهرنشینی و مدرنیت که نوع تکامل یافته زندگی اجتماعی است با محدودیتهای اجتماعی زیادی مواجه است.
نحوه و شکل زندگی در شهر امر طبیعی و ذاتی نیست و مساله تعلیمی و آموزشی است که دارای دو طرف است از یک سو مدیران و مسئولان شهری عهده دار تعلیم دائم زندگی شهری هستند و از سوی دیگر شهرنشینان مکلفند برای ادامه حیات مطلوب در شهر، فرهنگ شهر نشینی را بیاموزند و فرزندان خود را با محدودیتهای ناشی از فرهنگ آشنا سازند. رسانهها از جمله تلویزیون، بروشور، کتاب، نشریات، نرم افزار، پایگاه اینترنتی، کتابچههای آموزشی و … نقش مهمی را در بالا بردن فرهنگ شهروندی دارند.
سازه شهروندی در بردارنده مجموعه حقوق و تکالیفی است که اعضای جامعه نسبت به یکدیگر، نهادها و جامعه دارند.
به هر روی زندگی شهری یک زندگی جمعی است و برای موفقیت در این نوع زندگی بایستی فردگرایی و منفعت طلبی تا حدودی مهار شده و اخلاق جمعی رواج یابد.
شهروند کسی است که هم خویش و منافع خویش را بنگرد و هم منافع دیگران را در نظر آورد و در سایه همکاری و همراهی با دیگران و پذیرش مسئولیتها شرایط بهتری را برای خویش و دیگران فراهم سازد.
شهروندان در ارتباط با شهر و مدیریت شهری دارای وظایف و تکالیفی هستند که عمل به این وظایف و تکالیف در ارتباط دو سویه با حقوق آنها از مدیریت شهری باعث ارتقاء فضیلت جامعه شهری، تأمین سعادت و ایمنی شهری میگردد.
بطور کلی وظایف شهروندان را میتوان در چند مورد زیر خلاصه نمود :
1.آشنایی با حق و حقوق خویش در جامعه شهری.2. آشنایی با وظایف و تکالیف مدیریت شهری و توانائیها و محدودیتهای مدیریت شهری دراداره شهر و هماهنگ ساختن سطح توقعات خویش با این وظایف و امکانات.3. پس از آشنائی با دو مقوله فوق هر شهروند باید برای احقاق حق خویش و بالطبع بهبود وضعیت جامعه شهری خود اقدام نموده و مدیریت شهری را وادار به انجام وظیفه و اعاده حق شهروندی خویش نماید.۴. سعی وتلاش برای مشارکت در اداره شهر.5.افزایش حس تعلق خاطر خود به محلّه و شهر محل سکونت خویش.۶. تشویق و ترغیب همشهریان خود به مشارکت در امور شهر
حقوق شهروندی
ما در جامعه امروز خود نیاز داریم که به شکلگیری حوزه عمومی و تقویت آن و هم چنین افزایش قدرت جامعه مدنی کمک نماییم، چراکه اگر خواهان آن هستیم که یک رابطه دو سویه موثر میان دولت و ملت شکل بگیرد و اعتماد به عنوان سرمایهی اجتماعی در اختیار حاکمان قرار بگیرد باید علاوه بر ارائه تکالیف شهروندی، حقوق شهروندی نیز از سوی حاکمان به رسمیت شناخته شود، حقوقی که منجر میشود آینده کشور، مهم قلمداد شود و افراد نسبت به سرنوشت جامعه خود مسئول و حساس گردند.
احترام به حقوق قانونی و مدنی، حقوق سیاسی و هم چنین حقوق اجتماعی شهروندان یک جامعه سبب میشود افراد جامعه در قبال دولت و همچنین دیگر افراد جامعه اجرای تکالیف خویش را موثر قلمداد نموده و مسئولیت آن را بپذیرند شاید این گونه حتی پیشرفت در روند توسعه و توسعه پایدار نیز سرعت بیشتری به خود بگیرد.
امیدواریم حاکمان ما که طالب افزایش مشروعیت خویش هستند بر انگاره شهروند مؤثر تأکید بیشتری بورزند و در ایجاد فضایی باز با پذیرش رویکردهای متفاوت فکری سهم بیشتری را ایفا نمایند.
شهر خوب بایستی هم از نظر ظاهر و هم از نظرویژگیهای اجتماعی دارای ویژگیهایی باشد تا بتوان آن را شهری خوب نامید.
ویژگیهای ظاهری شهر شامل مواردی است که به زیبایی شهر میپردازد که موجبات آسایش مردم را نیز فراهم میکند در واقع چشم اندازی زیبا دارد، در میدان شهرش مجسمه موجود باشد ودرکوچههایش ذره ای خاک دیده نشود.
البته لازم به ذکراست همراه باویژگیهای ظاهری بایستی ویژگیهای اجتماعی نیزدرشهربه وجود آید، به این خاطربرای تشکیل یک شهرخوب تنها ویژگیهای ظاهری کافی نیست به طوریکه یک شهر خوب بایستی دارای شهروند خوب نیز باشد تا رشد و تکامل آن به درجهی اعلی برسد و البته رسیدن آن به درجه ی اعلی، نیاز به این دارد که ویژگیهای ظاهری واجتماعی آن هردو با یکدیگر ودر کنارهم باشد ودر غیراین صورت آن شهر به یک شهرخوب تبدیل نمیشود.
شهر یک پدیده زنده و پویاست که به سادگی میتوان جریان زندگی رادر آن احساس کرد بی شک شهری آباد وتوسعه یافته دارای شهروندانی با نشاط وخلاق خواهد بود و بالعکس شهرهای بیتحرک وکم رونق که به روزمرگی مبتلا گردیدهاند شهروندانی افسرده و خموده را در خود جای دادهاند.
اجرای طرحهای نوین شهری، توجه به زیباسازی و مبلمان شهری، گسترش فضاهای سبز وتفرجگاهها به سان خون تازه در بدن آدمی، حیات و طراوت را به محیط شهری ارزانی میدارد.
در حوزه مدیریت شهری باید سه ضلع مثلث شهروند، شهرداری و شهر را به واسطه رسانه به هم نزدیک شوند، در این راستا هدف این است که شهروند احساس کند که شهرداری در خدمت اوست و شهرداری نیز احساس کند که از طریق رسانهها میتواند از شهروندان برای مدیریت شهری کمک بگیرد.
مساله شهر، شهروند و شهرداری باید مورد توجه باشد که شهر برای شهروند است و شهرداری نیز در خدمت شهروند میباشد.