رادمردی با قلب بزرگ و افکار درخشنده

بصیر، پس از فراز و فرودهای استقلال طلبی و قانون خواهی نهضت مشروطه، از پایان دهه 1330 بار دیگر حرکت‌های انقلابی در ایران آغاز شد. اما این بار نیروهای مذهبی به رهبری حضرت آیت الله العظمی خمینی(ره) در مرکز حرکت قرار گرفتند.

اوج این حرکت‌ها در سال‌های 1341 و 1342 اتفاق افتاد و نقطه آغاز آن تدوین لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بوسیله دولت بود که در آن از شرایط انتخاب شوندگان مجلس، شرط مسلمان بودن حذف و قسم به قرآن نیز به سوگند به کتاب آسمانی تغییر یافته بود.

امام با همراهی بخش‌هایی از روحانیت در مقابل این لایحه که هدفش رسمیت بخشیدن به سایر فِرَق و مذاهب بویژه بهائیت بود،  ایستاد و رژیم شاه مجبور به پس گرفتن لایحه شد.

مخالفت با برگزاری «رفراندوم انقلاب سفید» موضوع  بعدی رویارویی امام راحل با شاه بود. ایشان شرکت در رفراندوم را تحریم نموده و برگزاری آن را غیرقانونی خواندند.

ضرب و شتم طلاب مدرسه فیضیه قم توسط عوامل ساواک، موضوع دیگر درگیری امام با رژیم شاه گردید، بطوری كه این درگیری که در آغاز سال 1342 اتفاق افتاد، تا قیام 15 خرداد همین سال ادامه یافت.

امام در سخنرانی‌های خود، رژیم شاه را بدلیل سیاست‌هایش از جمله نوکری آمریکا و اسرائیل به شدت سرزنش می‌کردند و در پی همین مخالفت ها و مقاومت ها ایشان صبح روز 15 خرداد دستگیر و به تهران انتقال یافتند. مردم به دنبال این امر و با شنیدن خبر دستگیری امام، در شهرهای مختلف به ویژه تهران، قم و ورامین به خیابان‌ها ریختند و به اعتراض برخاستند. در این زمان رژیم شاه به طرز بی رحمانه‌ای با کشتار بسیاری از تظاهرکنندگان، حرکت اعتراضی مردم را به زعم خود سرکوب کرد.

قیام 15 خرداد 1342 علی‌رغم سرکوب شدن ظاهری، تاثیرات عمده‌ای از خود بر جای نهاد . قیام آغاز حرکت بازگشت به خویشتن در کشور بود. با این قیام، انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌ها، بازار و غیره پدید آمده،  مدارس دین و دانش در شهرهای مختلف (مانند مدارس رفاه و علوی در تهران) توسط مسلمانان انقلابی ایجاد شدند و رهبری حرکت‌های مخالف رژیم شاه به نیرو‌های مذهبی منتقل گردیده و سقوط نظام سلطنتی و طرد همه قدرت‌های استعمارگر مورد توجه گروه‌های انقلابی قرار گرفت. لذا این قیام یک مرحله ی بسیار مهم و یک نقطه ی عطف بسیار تاثیرگذار در مسیر وقوع انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌رود.

به نظر امام خمینی قیام 15 خرداد قیامی برای اسلام بود (صحیفه نور، ج 7، ص56 – 15/3/58) که اسطوره قدرت ستم شاهی را شکست و افسانه‌ها و افسون‌ها را باطل کرد و راه قیام را برای نسل‌های آینده گشوده و ناشدنی‌ها را شدنی کرد (صحیفه نور، ج 19، ص 165 -1/3/64) این واقعه ننگ بزرگی برای هیئت حاکمه بود و تاریخ آن ‌را فراموش نخواهد کرد. (صحیفه نور، ج 1، ص 183 – 25/2/43).

سرگذشت پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ سرآغاز فصل جدید و قصه درازی است که در تاریخ پربار برپایی نظام سیاسی اسلام، این بار در ایران روی داده است و تاریخ آن رخداد عظیم را به افتخار در سینه پهناور خویش ثبت کرده است. حماسه قدرتمند سیاسی اسلام، به قهرمانی مردی بنیان نهاده شد که افکار دین باورانه وی، انوار توحید را در دلهای تشنگان و شیفتگان حقیقت و ایمان، درهمه جهان نوشاند.

در حالیکه حدود هفتاد سال، سایه سنگین دولتهای استكباری بر آسمان ایران، سایه شومی افكنده بود و پیش از آن نیز، کشور و ملت ایران، مفهوم آزادی، استقلال و دینداری را آنچنان که باید نچشیده بودند و در شرایطی که بسیاری از فقیهان و عالمان عصر در عافیت و روزمره گی بسر می بردند و کسی را یارای مخالفت با دستگاه دین ستیز و سفاک رضاشاه پهلوی نبود، مردی از تبار آب و آیینه و غیرت و ایمان الهی، با جمعی از یاران پاکباخته و آسمانی اش، بر هرچه از مظاهر عافیت طلبی و دنیاخواهی، پشت کرده و پرچم دین خواهی و مبارزه علیه فساد و بی عدالتی را، از جای جای سرزمین اسلامی ایران، به اهتزاز در آورد.

رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت كه شخصیتش در مكتب فقه و فقاهت «فیضیه» شكل گرفته بود. فقیهی فرزانه، عارفی آگاه، فیلسوفی شجاع، ادیبی عمیق، مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلكه آن را وظیفه خود می دانست. كلامی جذاب و فكری پویا داشت. ذهن و زندگیش جامعِ علم و عمل بود، هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان كه از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می كرد، اعتقادش چون صخره ای سخت و همتش به بلندای قله ها بود و شجره ی طیبه ی اندیشه اش از فرهنگ ناب قرآن سیراب می شد.

در میان رهبران سیاسی- الهی، حضرت امام خمینی (ره) شخصیت بزرگی است که از جهت ویژگی‌های بلند انسانی کم نظیر و اعجاب انگیز می باشد . امام فخر آفرینش و خلقت بوده و زندگی و اندیشه او نیز شاهکار تاریخ و مملو از انواع حوادث و حماسه های پرشور است.  چرا كه پژواک اندیشه انقلاب اسلامی در سطح جهان اسلام، احیاء مذهب محمدی و به راه انداختن جنبشهای اسلامی از آثار و برکات خیزش ملت غیور ایران به رهبری امام خمینی بود و آن چیزی که به نفوذ این “اندیشه” کمک کرد، آرزوهای پاک امام راحل در جهت آزادی جهان اسلام از زیر یوغ استعمارگران و طاغوتیان، مجد و عزت مسلمانان، از بین رفتن تفرقه های سیاسی، مذهبی، ملی و قومی در جهان اسلام، آگاهی بخشی به مسلمانان جهان، بازسازی و نجات تفکر دینی و در یک کلام نجات مسلمین بود. و در میان فرمایشات ایشان کم نداریم از این قبیل که : «ما امید واثق داریم که ملل اسلامی، در آتیه نزدیکی بر استعمار چیره شود.»

در این راستا تلاشی است که امام (ره) با الهام از مکتب اسلام برای دخالت مردم ملل جهان در تبیین سرنوشت خود به انجام رساند، از بُعد هدایت محتوایی مردم سالاری در چارچوب دین و نهادهای قانونی قابل تقدیر، تأمل و بررسی در دانشگاه های دنیا می باشد و می تواند الگو‏یی برای رهبران سیاسی، دینی و انقلابی جهان شود.

حضرت امام خمینی توانست انقلاب اسلامی ایران را بعنوان یکی از موفقیتهای عظیم در جهان معاصر اسلام معرفی نماید و این حادثه ای تعیین کننده به عنوان بهترین نمونه در حرکت جنبشهای اسلامی معاصر باقی ماند.

از نظر مسائل اجتماعی و سیاسی و شیوه عملی نیز، دقیقا به بنیان های اسلامی توجه داشته و روش شیعی را که مدت ها وضع نامساعد و شرایط اسفباری داشت، به عنوان ابزار تحول اجتماعی  بکار گرفت.

انقلاب اسلامی ایران توانسته است مرزهای ناسیونالیستی و فرقه گرایی را درهم کوبیده و در دل تمامی توده های تحت ستم نفوذ کند و در واقع، با پیروزی این انقلاب، اسلام برای نخستین بار توانسته است به عنوان تئوری «انقلاب جهانی» مطرح گردد.

انقلاب اسلامی ایران توده ها را آماده جهاد و شهادت، جانبازی و سازندگی کرد؛ بدان گونه که تاریخ معاصر اسلام هرگز شاهد آن نبوده است. شاید بتوان گفت ایران به معجزه ای دست یافت که در تاریخ معاصر اسلام بی نظیر است و آن ایجاد جبهه داخلی خودکفا و جبهه های مبارزه متعدد با استكبار خارجی و توانمندی شکوهمند در هر دو جبهه می باشد.

حضرت امام خمینی و خط و مشی فكری و سیاسی او، توانسته است پس از قرنها، شیعه را به تاریخ اسلام بازگرداند و این کار با زنده کردن فلسفه “غیبت امام” در قالب تئوری ولایت فقیه به سرانجام رسید.

اکنون پس از سال ها که از رحلت امام خمینی می گذرد با همه غربتی که هنوز ملتش در دل و جان رنجور خود حس می کند، هر روز شعله های عشق به امام در دلهای ملتهب ملت بر افروخته تر می گردد و هرگز این آتش عشق بسردی نخواهد گرایید. و به راحتی می توان فهمید که اشک های وصال مردم ایران در سال۱۳۵۷ در روز ورود امام شان به کشور، با روز درگذشت رهبر خردمند آنها  تبدیل به رودهایی از سرشک فراق گردید و بی سبب نبود که درصبحگاه وداع او در چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ آئینه ها ترک برداشتند و آسمان ها دلشکسته گردیدند و ناگهان تمامی غنچه ها در زمین و زادگاهش پژمردند و سفر روحانی امام به آسمان ها، زمین و زمان را درحصار تنهایی خویش رها کرد. 

در غم هجران او تمامی بغض ها شکست و دیگر چه کسی می توانست مرثیه چنین مردی را بسراید و کدامین واژه ترجمه جلال و جمال او خواهد بود. و بعد از این چه الفاظی آهنگ و صفای کلام زیبای او را خواهد داشت و چه صدائی سرود عشق او را سر خواهد داد ؟ و بحق باید گفت که آسمان، دل تنگ صدای رسای او می باشد و فلک از آن روز، جامه سیاه عزا را، که بر تن نموده بود دیگر از قامت خویش بیرون نمی کند. با رفتن او از دنیا، قبای یتیمی بر قامت مسلمانان و امت اسلام پوشیده شد.  

اما دیری نپایید که نور تقوای الهی و ایمان از پایگاه “خبرگان” منتشر گردید و نمایندگان مردم با لبیک به استمرار افکار و تداوم خط فکری او میثاق بستند و رهبری سترگ از تبار امام راحل را برگزیدند تا با رهبری خردمندانه خود، امت اسلام را زنده تر گرداند و  بی گمان خط فکری، علمی، عملی و رهنمودهای دوران ساز “مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)” در قلب و روح ملت های آزاده جهان، در تاریخ به عنوان سند ماندگاری نگارش گردیده و رقم خواهد خورد.

آری؛ امام خمینی رادمردی بود که با قلبی بزرگ و افکاری درخشنده و دیدگاهی ژرف و شجاعتی وصف ناپذیر برای خدا زندگی کرد و تاریخ ملتی را “از سر نوشت” و فرآیند حرکت اُمتی را به آن سپرد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا