9دی هشدار عوام بصیر به خواص بی بصیرت

بصیر، باسمه تعالی
گفتند که از 9 دی بنویسم
اما 9 دی را نمی توان نوشت. حتی نمی توان سرود. شاید فقط بتوان حس کرد.
حس کرد حضور مردمانی را که با هر گام خود میسرودند: “حسین(ع)”
آنان که ضربان قلبشان مینوازد: “حسین (ع)”
انقلاب کردند برای ” حسین (ع) “
شهید دادند برای “حسین (ع)”
سختی کشیدند به یاد بچههای “حسین (ع)”
.
.
.
و پای صندوقهای رای آمدند تا عزت کشور “حسینی” را به رخ جهانیان بکشند.
اما عدهای که در این 30 سال پشت پرده نفاق خزیده بودند دیگر خسته شدند و تاب نیاوردند و عنان از کف ربوده و آن کردند که در عاشورای 61 هم اندیشان بیدینشان نمودند.
آری خیام را آتش زند. دقیقا بازهم برای “ملک ری”
حسینیان گرد خیمه اباعبدا… (ع) جمع شدند و یزیدیان به اشک اهل خیام میخندیدند. هلهله میکردند. صوت کف میزدند. و عدهای که از علی (ع) زخمها به سینه داشتند دامن هایشان را پر سنگ کردند.
آن روز در میدان شهر شام عدهای گرد سرهای بریده میرقصیدند و امروز پس از 1400 سال رقاصهها به میدان آمدند و گرد خیمههای عزای حسین (ع) هلهله کنان میرقصیدند و شادی میکردند.
اما اینجای تاریخ را کور خوانده بودند آنانی که میخواستند سر حسین(ع) را به نیزه زنند. تاریخ تکرار شد اما اینبار حسین بن علیها به مسلخ نرفتند و باز هم آرزوی ملک ری به دل بعضیها ماند.
از کاخ سبز یزید فقط قلادههای سبزش را به گردن آویختند و تا ابدالدهر بر تارک نحس پیشانی شان نقش بست :”یزیدی”!
اینبار کار به “هل من ناصر ینصرنی” نرسید و با “این العمار” نائب بقیه الله الاعظم، نقشه خوارج برملا گشت و در آغازین روزهای سرد زمستان، روسیاهی برای زغال ماند و بس.
زن و مرد و پیر و جوان طوفان به پا نمودند و یزیدیان زمان را زیر پا له کردند. عوام الناسی که بصیرت را چاشنی رفتار خویش قرار دادند و به برخی از خواص مردود شده فهماندند که همواره با ولایت زنده اند.
9 دی حماسه بی بدیل عوام الناسی است که عشق را به تصویر کشیدند و خواص بیبصیرت را به خاک مذلت. خواص بیبصیرتی که خود را خط امامی(ره) میدانستد و سالها پس از آنکه جام زهر به امام عاشقان(ره) نوشاندند میخواستند تحت لوای انقلابی مخملی، زخم بر سینهی داغدار جانشین خلف ایشان زنند.
آری در 9دی شیر زنان و غیور مردان مملکت امام زمان ثابت کردند که :
با ولایت زنده اند و تا زنده اند از از اسلام عزیز دم می زنند.
علیاصغر حسینزاده فر