یادداشت/

۳۶ سال رهبری مدبرانه؛ تفرقه‌افکنی داخلی، موجب جسارت آمریکا و اسرائیل

در این یادداشت تلاش داریم تا بخشی از ویژگی‌های شخصیتی امام شهید و همچنین مروری بر آن‌چه در طول عمر با برکتشان از انتصاب به‌عنوان دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران گذشت تا چگونگی به این نقطه رسیدن آمریکا و رژیم صهیونیستی برای رقم زدن این جنایت را به صفحه نگارش درآوریم.

به گزارش بصیرنیوز، این روزها مردم ایران غم بزرگی در سینه دارند غمی که شاید همیشه از شنیدن خبر آن، واهمه داشتند اما دشمن آمریکایی و صهیونی در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ همزمان با نخستین روز از جنگ رمضان با حمله ددمنشانه به بیت رهبری، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای و چندین نفر از اعضای خانواده و فرمانده‌هان نظامی را به شهادت رساند.

نگارنده در این یادداشت تلاش دارد تا بخشی از ویژگی‌های شخصیتی امام شهید را بر اساس داده‌های آشکاری که طی سه بار ملاقات با ایشان داشته و همچنین مروری بر آن‌چه در طول عمر با برکتشان از انتصاب به‌عنوان دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران گذشت تا چگونگی به این نقطه رسیدن آمریکا و رژیم صهیونیستی برای رقم زدن این جنایت را به صفحه نگارش درآورد.

شهید آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به مدت ۳۶ سال و شش ماه، طولانی‌ترین دوران رهبری را در میان سران کشورهای غرب آسیا داشتند. مهم‌ترین رمز ماندگاری و موفقیت ایشان را می‌توان ترکیبی از بصیرت سیاسی، انسجام‌بخشی داخلی و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی دانست.

ایشان پس از رحلت امام خمینی (ره)، در شرایطی رهبری را بر عهده گرفتند که نظام نوپا با چالش‌های متعددی روبه‌رو بود و راهبرد اصلی ایشان، حفظ انسجام میان قوا و ایجاد پیوند مستحکم میان نظام و مردم بود. ایشان همواره بر مشارکت مردمی و انتخابات به عنوان مایه عزت و اقتدار نظام تأکید داشتند. این رویکرد مدبرانه، نظام را از بحران‌های امنیتی و سیاسی متعدد عبور داد.

در بُعد شخصیتی شهید آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان به چند محور اصلی که در زیر آمده است اشاره کرد:

۱- ایمان راسخ و خدامحوری
ایمان عمیق و توکل بر خدا، اساس شخصیت ایشان بود که این باور، منشأ قاطعیت و استقامت ایشان را در تمامی صحنه‌ها شکل می‌داد.

۲- جامعیت علمی و نظریه‌پردازی
ایشان نه تنها یک فقیه و مجتهد مسلم بود، بلکه با درک محضر اساتیدی چون علامه طباطبایی و امام خمینی(ره)، به یک نظریه‌پرداز و استراتژیست برجسته تبدیل شد که عمق نگاهش را به تاریخ، روابط بین‌الملل و جهان اسلام، بی‌نظیر کرده بود.

۳- زهد، ساده‌زیستی و پاک‌دستی
ساده‌زیستی ایشان به‌گونه‌ای بوده که حتی مخالفان نیز به پاک‌دستی مالی ایشان و خانواده‌شان اذعان داشتند و این زهد و بی‌اعتنایی به ظواهر دنیوی از ویژگی‌های بارز ایشان بود.

۴- شفقت، تواضع و اخلاق عملی
با وجود جایگاه والا، رفتاری مشفقانه با مردم و مسئولان داشت. تواضع ایشان در جریان انتخاب به رهبری، که با مخالفت با انتخاب خودشان همراه بود، به‌خوبی نمایان شد.

۵- شجاعت، بصیرت و مدیریت بحران
ایشان با شجاعتی کم‌نظیر و بصیرتی عمیق، کشور را از بحران‌های بزرگ عبور داد. هوشمندی و آینده‌نگری ایشان، رمز اصلی مدیریت خردمندانه نظام بود.

۶- ولایت‌مداری و استقامت بر آرمان‌ها
ایشان همواره وفادار به خط امام خمینی(ره) و آرمان‌های انقلاب باقی ماندند و با تمام توان از اسلام ناب محمدی و ارزش‌های آن دفاع کردند.

اما پرسش کلیدی این است: چگونه آمریکا و اسرائیل به این حد از جسارت رسیدند؟
پاسخ را می‌توان در ضعف نسبی سرمایه اجتماعی و کاهش مشارکت مردمی و همچنین بزرگ کردن طرف مقابل از سوی مسئولان داخلی دانست چراکه تجربه تاریخی نشان داده که هرگاه مشارکت مردم در انتخابات پایین بوده و مسئولان داخلی به طرف مقابل امتیاز داده، دشمنان نظام جسورتر شده‌اند.

انتخابات پرشور، پیام‌آور انسجام ملی و همچنین همسویی با نظرات رهبری بازدارنده در برابر تهدیدات خارجی است. در مقابل، کاهش مشارکت و فاصله گرفتن مردم از صحنه سیاسی، و رفتار غیراصولی با نص صریح مواضع رهبری به دشمن این سیگنال را می‌دهد که نظام از پشتیبانی مردمی بی‌بهره است و صدای دوگانه از کشور می‌آید که این مسائل هزینه تهاجم را کاهش می‌دهد.

حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴؛ پروژه‌ای شبیه کودتا

همچنین حوادث دی ماه ۱۴۰۴ نقطه‌ای مهم در مواجهه جمهوری اسلامی با یکی از پیچیده‌ترین پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی در سال‌های اخیر بود که رهبر شهید انقلاب این رخدادها را «فتنه آمریکایی» توصیف کردند و از شباهت آن با پروژه کودتا سخن گفتند.

در جریان رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها، تغییر ماهیت اعتراضات از تجمعات مسالمت‌آمیز به اقدامات سازمان‌یافته و مسلحانه بود. سناریوی «کشته‌سازی» به‌عنوان محور اصلی عملیات روانی دشمن فعال شد؛ الگویی که پیشتر در فتنه ۱۳۸۸ نیز تجربه شده بود و هدف آن مشروعیت‌زدایی از نظام بود. حمایت خارجی دولت‌ها و سرویس‌های جاسوسی از آشوبگران نیز به وضوح قابل مشاهده بود.

این حوادث، کشور را در آستانه یک بحران تمام‌عیار قرار داد و نظام را به شدت تضعیف کرد که دشمنان را به این فکر واداشت که اکنون که سرمایه سیاسی و دوقطبی‌سازی و اغتشاشات داخلی در کمتر از دو سال در ایران به‌وجود آمده پس بنابراین بهترین فرصت برای حمله به ایران و حذف رهبری جمهوری اسلامی است تا خودمان کشور را به‌دست بگیریم اما زهی خیال باطل که جمهوری اسلامی ریشه قوی و مستحکمی دارد که حتی با حذف مهمترین افراد آن باز از جا کنده نمی‌شود.

مهمترین مواردی که ملت و دولت باید برای جلوگیری از این اتفاقات در نظر داشته باشند این است:

مشارکت مردمی در انتخابات و انتخاب اصلح، کلید اصلی بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است چراکه هرگونه بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت سیاسی کشور، هزینه‌های سنگینی به همراه دارد.

همسویی مسئولان و مردم با نظر رهبری بسیار حائز اهمیت است چراکه هرگونه اختلاف نظر با ولی فقیه و تحمیل نظرات شخصی به ایشان می‌تواند آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

حفظ هوشیاری امنیتی در برابر نفوذ اطلاعاتی دشمن، یک ضرورت غیرقابل انکار است. عمق نفوذ کشف‌شده در پرونده ترور، نشان‌دهنده خلأهای جدی در این حوزه است.

انسجام ملی و پشت سر رهبری ایستادن، تنها راه مصون‌ماندن از پروژه‌های کودتا و بی‌ثبات‌سازی است. تجربه دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که دشمن از هرگونه شکاف و گسست داخلی برای پیشبرد اهداف خود بهره‌برداری می‌کند.

آینده نظام، به میزان همبستگی میان مردم و حاکمیت بستگی دارد. اگر ملت بخواهد از تکرار این حوادث پیشگیری کند، باید با حضور آگاهانه در صحنه‌های سیاسی و پشتیبانی از رهبری، پشت نظام خود را در برابر توطئه‌های دشمنان مستحکم کند.

سید مرتضی رضویان

انتهای پیام/

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا