فشارهای روحی و مرگ تدریجی آرزوها در نتیجه بیپولی/ کارگران روزمزد جایگاهی در قانون ندارند

بصیر، انسان برای رفع نیازهای زندگی روزمره خود نیازمند به یک منبع درآمد است و این منبع درآمد بر مبنای کار تعریف میشود، در واقع از کار و تلاش به عنوان کلید موفقیت هر انسانی نام میبرند.
موضوعی که در اسلام نیز بسیار به آن تاکید شده است و در حدیثی از امام صادق(ع ) آمده است که خداوند متعال بيكاری را دشمن انسان ميداند و این امر نشاندهنده آن است که در مكتب اسلام بيكاری و نيازمند ديگرانبودن امری ناپسند محسوب میشود.
به همین دلیل به مناسبت فرارسیدن روز کار و کارگر به میان کارگران زحمتکش فریدونکناری آمدیم تا دقایقی با آنها به گفتوگو بنشینیم.
با یک کارگر روزمزد که در ابتدای خیابان لیعصر(عج) منتظر بود تا فردی به عنوان کارفرما به سراغ آنها بیاید و از آنها درخواست کار کند خواهش کردیم تا به گفتوگو بنشینیم، با اصرار فراوان این فرد حاضر به گفتوگوی خودمانی شد اما از ما قول گرفت که نامش منتشر نشود:
فردا روز کارگر است، این روز را به شما تبریک میگوئیم:
همیشه در گوشهای از خیابان منتظر حضور کسی هستیم که بتوانیم پس از طی کردن قیمت به محلی که او برای کار میخواهد برویم و تا هر زمان که نیاز باشد فعالیت کنیم و مقداری پول حلال به خانه ببریم.
برای ما فرقی نمیکند که فردا چه روزی است، وقتی جیبت خالی باشد و شکمت گرسنه، دیگر شمارش روز نیز برایت بیمعنی میشود، باید چشمانتظار بنشینیم ببینیم چه کسی سراغی از ما میگیرد.
به نظر میرسد دل پری داری، میتوانم دلیلش را بپرسم:
دلیلش مشخص است، خودتان را برای یک لحظه در جای من بگذارید، انتظار چیز خوبی نیست، این که ساعت به تندی در روز بگذرد و نتوانستهاید کاری را برای پول درآوردن انجام دهید و مجبور باشید بیپول و دست خالی به خانه برگردید، هم از لحاظ عصبی به مشکل بر میخورید و هم در نزد خانواده باید شرمسار باشید.
آیا ازدواج کردهاید؟
بله ازدواج کردم و 3 فرزند دارم، 2 دختر و یک پسر، هنوز فرزندانم به سنی نرسیدهاند که مخارجشان زیاد باشد اما از همین الان فکر به آیندهشان داغونم میکند.
مدرک تحصیلیتان چیست؟
دیپلم فنی دارم
چرا به کارهای فنی روی نیاوردی؟
در ابتدای جوانی پس از فارغالتحصیلی مغازهای برای تعمیر پنکه و لوازم برقی اجاره کردم اما رونقی نداشت، به پیشنهاد یکی از دوستانم به کار کارگری ساختمان مشغول شدم که پس از مدتی به دلیل بیماری کمر نتوانستم ادامه دهم و الان هم پس از چند روز کار کردن، یک یا دو روز را در خانه استراحت میکنم.
ماهیانه چقدر درآمد داری؟
بستگی دارد که چند روز در ماه کار گیرمان میآید و چه کاری هست، معمولا بین 400 تا 500 هزار تومان درآمد ماهیانه من با سه بچه و بیماریام است.
چگونه با این مبلغ ناچیز زندگی خود را میگذرانی؟
بسیار سخت و دشوار، اصلا به دنبال درخواست کمک مالی هم از کسی نیستم و هرگز به هیچ مسئولی نیز برای مساعدت مالی رو نیانداختم، هر چند برخی از مسئولان ما نیز کاری از دستشان بر نمیآید، به هر حال تا به امروز به هر شکل ممکن گذشت و باز هم میگذرد.
از زندگی خودت بگو، خانه شخصی داری یا اجارهای؟
یک خانه از پدرمان به ارث رسیده که اگر این خانه وجود نداشت وضعیتمان نامشخص بود.
با چه وسیلهای رفت و آمد میکنی؟
با خط 11(میخندد)، بزرگترین و گرانترین وسیله نقلیهای که تا به امروز از خودم داشتم و سوار شدم، یک دوچرخه فونیکس بود که آن هم خراب شد و گوشه حیاط انداخته است.
چه انتظاری از مسئولان داری؟
یکی از مهمترین کارهایی که به نظر من باید برای افرادی که مانند ما بیبضاعت و کارگر هستند انجام دهند این است که تمامی کارگران را بیمه کنند، متاسفانه در قانون فقط افرادی که کارفرما دارند بیمه میشوند و در این بین کارگران روزمزدی چون ما دیده نمیشویم، ااصلا بهتر است بگوئیم کارگران روزمزد جایگاهی در قانون ندارند.
یکی از کارهایی که مسئولان انجام میدهند پرداخت یارانه است، این یعنی حمایت از شما؟
یارانه؟ کدام یارانه؟ پولی که سه برابر آن را برای پرداخت بهای آب، برق و گاز از ما دریافت میکنند دیگر چه نوع یارانهای است؟ در هر ماه برابر با دریافتی یارانه پول آب، برق و گاز میدهیم و این در حالی است که تلاش میکنیم بیشترین قناعت را انجام دهیم، هنوز برای نان مبلغ قدیمی یارانه را پرداخت میکنند این در حالی است که نانواییها به سمت آزادپزی رفتهاند، این یعنی اینکه کارگران محترم به جای نان هوا بخورید.
اگر روزی مسئول این شهر شوی به چه شکل از کارگران حمایت میکنی؟
بسیار ساده است، یک اتحادیه کارگری در فریدونکنار راهاندازی و تمامی آنها را بیمه میکنم، علاوه بر آن برای ساماندهی آنان، بخشی از فضای شهر را به آنها اختصاص میدهم تا هر کس در جایگاه مخصص به خود قرار بگیرد.
خوب این چه دردی از مشکلات شما را درمان میکند؟
متاسفانه نوع نگاه به کارگر در کشور بر خلاف آیات و احادیث اسلام و قرآن، نگاهی منفی و نامحترمانه است، با ایجاد یک جایگاه، باعث افزایش شخصیت آنها میشوم.
به نظر من این حسی است که در شما ایجاد شده وگرنه کسی به شما با این دید نگاه نمیکند؟
از قدیم گفتند «احساس سوختن به تماشا نمیشود/ آتش بگیر تا بدانی چه میکشم»، شما هم اگر جای من بودی و اگر در کارت به مقدار کم اشتباه میکردی و با فریاد کارفرما روبهرو میشدی این حرف را نمیزدی، البته همه اینطور نیستند اما بعضیها…بگذریم، علاوه بر این به دلیل آنکه امروز در جامعه ما هر کسی خوشتیپتر باشد و لباس زیباتر و اتوکردهای بپوشد احترامش بیشتر است، لباس ما هم که مشخص است و اینها همه، دلیل بیاحترامیهای احتمالی میشود.
دوست داری فرزندانت در آینده چه کاره شوند؟
آرزوی هر پدر و مادری خوشبختی فرزندانش هست و من هم دوست دارم علاوه بر جایگاه علمی خوب، وضع مالی مناسبی نیز داشته باشند تا سختیهایی که در دوران کودکی به خاطر حضور پدری بیپول کشیدند را دیگر نداشته باشند، هرچند ما محکوم به فشارهای روحی و مرگ تدریجی آرزوها به خاطر بیپولی هستیم.
سخن پایانی:
از اینکه بالاخره یک نفر به سراغ ما آمد و حرف دل ما را شنید خیلی خوشحالم، موفق باشید.