ابهام در قتل زن و مرد میانسال
بصیر، نماینده دادستان در ابتدای جلسه محاکمه این متهم که دیروز در شعبه113 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، در جایگاه حاضر شد و گفت: «متهم مهر سال91 بعد از ورود به خانه داییاش بهدلیل اختلاف خانوادگیای که داشتند ابتدا دایی و سپس زنداییاش به نامهای سعید و حمیده را به قتل رسانده است. از آنجایی که متهم در مراحل مختلف بازجویی به قتل اعتراف کرده و جزییات را توضیح داده است درخواست صدور حکم قانونی را دارم.»
سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام دوفقره قتل را رد کرد و گفت: «من مسافرکش بودم و روز حادثه بعد از اینکه از میدان هفتتیر به مقصد تهرانپارس مسافر سوار کردم، تصمیم گرفتم سری هم به خانه داییام بزنم چون مادربزرگم مریض بود و نتوانسته بودم به بیمارستان بروم. خواستم حالش را از داییام بپرسم. وارد خانه شدم کمی نشستم و بعد هم آنجا را ترک کردم. مادرم و داییام با هم اختلاف داشتند جلو در کمی با هم در مورد این اختلاف صحبت کردیم حتی من دخترداییام را هم جلو در دیدم و با او هم احوالپرسی کردم؛ بعد من رفتم. روز بعد من را دستگیر کردند و گفتند تو مرتکب قتل شدی درحالیکه من از هیچچیز خبرنداشتم. ماموران گفتند دخترداییات گفته است تو آخرین کسی بودی که وارد خانه پدر و مادرش شدی. من هم توضیح دادم اینطور نبود اما حرفم را قبول نکردند با این حال باز هم میگویم من مرتکب قتل نشدم.»
در این هنگام قاضی گفت: تو جزییات قتل را تعریف کردهای و گفتهای وقتی داییات به مادرت فحش داد ناراحت شدی و او را کتکزدی حتی از زنداییات خواستهای جلو فحاشیهای او را بگیرد و هرچند حمیده سعی کرد جلو شوهرش را بگیرد نتوانست و او دوباره فحاشی کرد و اینبار تو او را به قتل رساندی و زمانی که زنداییات میخواست مانع فرارت شود سر این زن را به دیوار کوبیدی و او را هم کشتی. تو حتی صحنه قتل را هم بازسازی کردی، حالا میگویی قتل کار تو نبود؟ پس چطور این جزییات را تعریف کردی؟
متهم گفت: من تحت فشار ماموران به قتل اعتراف کردم. یکی از همین ماموران بعدها مرتکب جرمی شد و خودش را بازداشت کردند و حالا همبندی من در زندان است. من مرتکب قتل نشدم و اتهام را هم قبول ندارم. البته قبول دارم بهخاطر فحاشی داییام ناراحت شدم اما با او درگیر نشدم و بعد هم به خانهام رفتم و با همسرم به خانه پدرم رفتیم. هیات قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.